روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
151
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
هيچگاه بيش از تيررس كمان نيست . اين دره شهر را از سه جانب در ميان ميگيرد و به كنار رودخانه منتهى مىشود . اين امر موقعيت شهر را از لحاظ استحكام ممتاز ميسازد و به آن نميتوان دست يافت مگر از راه رودخانه يا از دروازهاى كه در عمق دره قرار دارد . در كنار اين دروازه برجهاى استوار و بلند قرار دارد و ازينجا دو دروازه يكى در پشت ديگرى ساخته شده است . اين شهر در واقع ، همچنانكه گفتيم اولين شهرى بود كه پس از طوفان نوح بر زمين خشك ساخته شد و بنيان نهندگان آن پسران نوح بودند . مردم اين شهر بما گفتند كه در حدود هيجده سال پيش طغتمش خان تاتار ( از قبيلهء زرين ) * اين شهر را محاصره كرد و آن را دو شبانه روز بگلوله بست . سپس در روز سوم مردم شهر با او كنار آمدند و قرار برين نهاده شد كه مردم شهر خويش را در تصرف داشته باشند و در امان باشند و او و هيچيك از سپاهيانش به شهر درنيايند ، منتها به او مبلغى معين بعنوان خراج بپردازند . طغتمش قول داد كه برين ميثاق استوار و وفادار باشد ، فقط خواستار شد كه نيمى از مردم مسلح شهر بسپاه او بپيوندند و بسوى گرجستان رانند . چون آهنگ جنگ با شاه آن ولايت را كه ژرژ ناميده مىشود در سر داشت . هنوز اين گروه بيرون نيامده ، طغتمش خان به سپاهيانش فرمان داد كه به شهر حملهور شوند و به اين تدبير به شهر درآمدند و آن را بباد غارت گرفتند و آنچه از ثروت در آن خفته بود بغنيمت بردند . اين تاتاران سپس شهر را آتش زدند و باروى آن را ويران ساختند و گروه عظيمى از خلق آن را از دم تيغ گذرانيدند . بيشتر اهالى سورمارى سابقا از ارمنيان بودند ، چون اين شهرى است از ارمنستان . اما اخيرا بسيارى از ارمنيان را ازين محل تبعيد كردهاند و جاى آنان را مسلمانان گرفتهاند . ما درين باره بعد ازين مفصلا بحث خواهيم كرد . در سورمارى هنوز هم بسيارى خانههاى زيبا و ديدنى ديده مىشود . در ارمنستان هر جا كه ما و ملازمان رفتيم همه جا خواربار به ميزان بسيار و به حد وفور براى ما تدارك كردند و نيز براى سفر اسب هم در اختيار ما گذاشته شد ،